تبليغاتX
consept

 

1-      داریوش آشوری در دانشنامه سیاسی اش وضعیتی ناگزیر را برای تمامی مدل های حاکمیتی شرح می دهد. نه در حکومت های دیکتاتور قدرت صرفاً در اختیار یک شخص قرار دارد و نه در ساختاری دموکرات حکومت در دست همه مردم است. بنا براین در تمامی شکل های حاکمیتی همیشه یک گروه است که قدرت را در دست دارد و تفاوت نوع حکومت ها در کیفیت و کمیت رابطه بین این گروه با مردم است . حکومت یک گروه بر اکثریت را الیگارشی نام داده اند.

مقصوره و منبر

 

2-      رابرت هیلن براند پژوهش گر معماری اسلامی ، مقصوره را یک فضای محصور و مربع شکل در درون مسجد و در مجاورت محراب معرفی می کند که از دیواره هایی مشبک چوبی یا فلزی ساخته شده و محل استقرار خلیفه،حاکم،امیر و یا نماینده ی حکومت در مسجد است. به اعتراف بسیاری از صاحب نظران، مقصوره دنیوی ترین و نچسب ترین عنصر الحاقی در تاریخ معماری اسلامی و مساجد است. البته در ریخت شناسی مقصوره، نسب آن را به کثیسماهای معماری بیزانس بر می گردانند که کارکردی مشابه داشته است. دو علت عمده در پدید آمدن مقصوره دخیل است. اول امنیت و حفظ جان ِ حاکم در هنگام نماز، که با استفاده از دیواره های مشبک هم امکان اتصال به صف جماعت را فراهم می کند هم او را از تیر غیب می رهاند. اما چه در آن زمان و چه در این زمان این استدلال امنیتی چندان موجه نبوده است. زیرا هم دیروز و هم امروز حکما به دلایل بسیاری مجبور به آمیزش با رعیت بوده اند و در تمامی این مواجهات الزامن سپر امنیتی کاملی وجود ندارد.

 اما با توجه به تزئینات جسمانی و تاثیرات روانی مقصوره ، بیشترین کارکردی که برای آن قائل بوده اند را ایجاد حریم و نمایش هیبت و جلال حاکم ذکر می کنند. امروزه نیز در دیدار سران نظام با عامه مردم و یا در مراسم سیاسی عبادی نماز جمعه، با محدوده ای مجزا، با ورودی مجزا و برای افرادی مجزا مواجه هستیم. حریمی که با استفاده از سبک ترین و سهل ترین امکانات سازه ای، سنگین ترین و برجسته ترین قشر اجتماعی را نمایش می دهد. گاه مانند نماز جمعه قم از دیواره های مشبک چوبی و گاه مانند ملاقات های ریاست جمهور در اسفار استانی، با داربستی کم ارتفاع ولی طولانی.

 

3-      در شریعت اسلام نماز خواندن در برابر تصویر یا تمثال دیگران کراهت دارد و آن را درجه ای از نمایش تشکیک در توحید، و شرکی خفی دانسته اند. حتی حجه الاسلام قرائتی بارها در تریبون رسمی صدا و سیما ، نصب عکس شهدا را درون مسجد و در محل برگزاری نماز جایز ندانسته و انتقال اینگونه تصاویر را به صحن یا حیاط مساجد خواستار شده اند.

 

4-      آنچه در عبادت ارزش محسوب می شود خلوص در رابطه با پروردگار است.خلوص حذف و عدم حضور دیگری،غیر، نامحرم و هرگونه غرض در لحظه عبودیت است.اسلامی که تصویر انسانی دیگر را در برابر نمازگزار مکروه می داند چه موضعی در برابر حضور مقصوره های سنتی و نو اتخاذ می کند؟ مقصوره نماد عینی قدرت حاکمیتی است که با ساماندهی و اختصاص حریم ویژه و رانت فضایی ، سعی در ابراز قدرت و اثبات تمایز و برتری خویش دارد. حالا چگونه در مراسم نماز جمعه احساس برابری در قلوب مومنین آنان را به خلوص می رساند وقتی عده ای از در دیگری وارد می شوند و جای دیگری قرار می گیرند. چگونه الله اکبر گفته می شود و بر بزرگی و عظمت خدا شهادت داده می شود وقتی عظمت و بزرگی گروهی اقلیت متمایز، صف اول نماز را به شرک خفی آلوده کرده است.گسترش مساحت مقصوره در تاریخ معماری ایران نشان از آن دارد که قدرت و قشر حاکمیتی از نقطه ای متمرکز به گستره ای وسیع تغییر شکل داده است که این شهادت به نزدیکی بیشتر به دموکراسی دارد. اما پیش و بیش از اینکه این گزاره پندار دموکرات بودن را در ما تقویت کند، ذات حضور و فلسفه وجودی مقصوره، و ایجاد حریم حاکمیتی در حریم امن اللهی نشان از نسبتی نزدیکتر با همان هندسه سنتی حکومت متمرکز و خودکامه دارد. تا زمانی که تمایلات الیگارشی بر شکل سازمانی خود، در صف بندی خودی و غیر خودی اصرار می ورزد بنا به شریعت اسلام گرفتار شرک خفی است و نماز در چنین فضایی کراهت دارد.مقصوره نو

 

5-      مسجد کوچک صاحب الزمان بلوار سفیر شیراز را دوست دارم. آنجا که کودکان در صف های جلو بی مزاحمت می ایستند و نمازگزارانش همه از یک در وارد می شوند. آنجا که چشم بی حصار به صف جلو نگاه می کند و دل بی حصار با حضوری محض در گفتگو است. آنجایی که هیچکس نام مقصوره را نمی داند.

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 1:25 توسط محسن اکبرزاده |

باغات قصرالدشت کمربند که نه بلکه جگر سبز و زنده شیرازند که بنا به جبر اقتصاد و نیاز به مسکن به چشم دیگری به جز باغ به آنها نگریسته می شود.با نگاهی به شرایط فعلی ساخت و ساز در خیابان قصرالدشت و با توجه به متراژ قطعات با متوسط 5000 متر معمولن با حسرتی عمیق مواجه می شویم.ساخت بلوک ها مسکونی 4 تا 6 طبقه در این قطعات و نیاز به دسترسی بین بلوک ها سبب از بین رفتن بافت گیاهی مرغوب قصرالدشت می شود که حکم ریه شهر را دارد.قصرالدشت

 آیا این سرطان بتن و آجر تامین کننده نیاز ساکنین بوده است؟

از بین بردن منظر برای همه ساکنین ، عدم امکان بهره جویی همه ساکنین از نور مناسب، ارتباطات و سیرکولاسیون نا مطلوب بین بلوک ها و کل مجموعه با محیط شهری،دید مستقیم همسایه و تسلط آزار دهنده شان به هم و دیگر مسائل سبب شده ساکنین این مجموعه ها تجربه زیستی و فضایی مطلوبی در این محیط ها نداشته باشند.با اینکه کیفیت خود این بلوک های ساختمانی به نسبت مناسب است.می توان به مجتمع کوثر اثر مهندس ایروانیان اشاره کرد.با این حال آیا می توان به حل دیگری برای این مسئله اندیشید؟

آیا می توان به " برج باغ " به عنوان یک جواب قابل بحث نگاه کرد؟ تامین نور ومنظر مناسب و عدم تسلط همسایه ها به هم ، وجود یک محوطه فوق العاده با حفظ بافت سبز منطقه و دیگر اینکه معمولن مشاورین و سازندگانی که توانایی آنجام چنین پروژه هایی را دارند ساختمان هایی با کیفیت بسیار بالاتر عرضه می کنند.

برج باغ

بگذارید ساده تر بگویم.اگر قرار باشد تعداد ثابتی واحد مسکونی مثلن ۱۰۰ واحد را در باغی به مساحا ۵۰۰۰ متر بگنجانیم شما بین این دو نمونه تصویری کدام را انتخاب می کنید.این پیش فرض ۱۰۰ واحدی مبتنی بر وضعیت امروزین ساخت و ساز مجتمع های مسکونی در سطح شیراز است.شما کدام از این دو تصویر را انتخاب می کنید؟

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 2:9 توسط محسن اکبرزاده |

ایروانیان

 

"آلترناتیو یک :

پارینه های یک ماشین در پنج فصل

باغ بلند با نظام پنج فصل خود به انتظار یک ماشین است.بعد از سقوط ماشین زمان در دهه هفتاد و سقط آن قبل از تولد با جایگاهی در دوران کودکی.این بار یک ماشین یعنی "پروتز عام طبیعت امروز" که به صورت قطعات پنجگانه در پنج فصل می ریزند ، درون باغ بلند به حیات خود می رسد.ماشین طبیعت اصل رونمائی " تقدس پروتز ناآگاهانه" و کنکاش در ایجاد معنای عناصر باغ امروز است.

آلترناتیو دو :

همه قبل از یافتن استقلال شکل،کمی پائین تر مجموعه متراکمی از درهم آمیختگی را ساخته اند. درهم آمیختگی که شرایط دفن را به وجود می آورد.یعنی بدون پرسپکتیو،بدون واسطه.هر واسطه خود موضوع دفن است.کمی بالاتر واسطه ها معنای پرسپکتیو را مطرح می کنند.در اینجا اشاره بر جاماندن بعضی از عناصر دفن است که تنها با تمرکز در یک راهکار متنفذ شاخص می شوند.واسطه ها به دلیل اتحاد عناصر متراکم زیرزمینی بوجود می آیند و فرصت حیات را به دست می آورند یا بی حیاتی آن هم  به دلیل تمرکز زیاد همه عناصر در یک نشانه. با اتکا به معنای شیب و پدید آمدن بستر متراکم خاک،یعنی حرکت معکوس رشد ضد جاذبه.پدید آمدن فضای کسر را در یک روند انهدام و دوباره شکل گیری می توان دنبال کرد.فضای کسر از پروسه طولانی تغییرات وسیع در تبدیل ها حاصل می گردد.فضای کسر شده حاصل جاماندن معادل خویش در زیر پا است .تنها بیابان از جنس خاک و آب می تواند به ناپایداری ابدی برسد و همیشه در تقابل با صورت خشک یا خیس کسر جاودان خواهد بود.آیا مفاصل را می توان در فضای کسر که با نیروی یگانه زیرین ساخته شده اند ساخت و هربار به چه شکل خواهند بود."

صبح جمعه خواب بودم مثل خود تو.بچه ها آمدند دنبالم،کشاندنم بیرون،رفتیم پارک حاشیه بلوار چمران شیراز.طفلکی ها گمان داشتند من می توانم چیزی از این متن بفهمم.فهمیدم اما وقت مسابقه رو به پایان بود.هر کداممان طرحی زدیم و تحویل دادیم.مشخص است که به جواب درستی نرسیدیم.10 نفر برگزیده شدند.9 نفر دختر بودند و یکی دیگر هم پسری بود که موهای بورش را از پشت بسته بود.نتیجه گرفتیم که به قول شمس تبریزی بیرون شویم و سبلت هامان را پست کنیم!

مراسم نهار را که از سر گذراندیم مانده بودیم با ظروف یکبار مصرف چه کنیم.سطل های زباله پر بود.گفتیم بگذاریم زمین زشت می شود پس کاری کردیم که زشت نشود.بعد از ظهر هر کس از کنار آتلیه آبگینه می گذشت با ردیفی از حجم هایی مواجه می شد مشابه این که می بینید.کانسپت چوال آرت

مسابقه عکاسی با دو موضوع برگزار شد.یکی دقت و تقریب و دیگری فصل در بی فصلی.از عکس هایم راضی هستم.هنوز نتایج اعلام نشده.بعد نوبت سخنرانی مهندس مهرداد ایروانیان بود.تجربه شیرینی بود در معرض کسی مثل او بودن.از به لجن کشیده شدن پارک چمران می گفت و ساخت و سازهای بی ارتباط در مسیر باغ بلندی که طراحی کرده.می گفت در 17 سالی که گذشته 2 بار جمعیت را در آمفی تئاتر روباز پارک دیده.یکی وقت امتحان رانندگی و دیگری همین نوبتی که در کنار همیم.مردم از کنار ما می گذشتند.کنجکاو می شدند و در بین دانشجوها جایی می یافتند.آدمهای پیر،آدمهای مسن،آدمهای جوان و آدمهای کودک همه کنار ما بودند و ما هم لابد آدمهایی بودیم.روز شیرینی بود.ایروانیان به عنوان یک معمار خلاق جوایز جهانی و ملی زیادی کسب کرده است نگاهی کنیم به چند تصویر از آثار او:

 

دروازه قرآنخانه شماره 5خانه14

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 22:54 توسط محسن اکبرزاده |